405
1.جدايي اخلاق از ژنتيک و محيط و خانواده فقط اونجا ک يه برادرت هميشه پشتيبانت باشه و يه برادر ديگه بخواد سر ب تنت نباشه2.احمقانه بودن دنيا فقط اونجا ک براي کسي ک قبلا  باهات بوده و سرنوشتتون مشترک شده دنبال زن بگردي3.دلتنگي فقط اونجاش ک رفيق روزاي تنهاييت توو يه شهر ديگه بيمارستان باشه و گوشي ش خاموش...
406
ازدواج کردن چيز خوبيه.فرم زندگي ت عوض ميشه.اما بايد ببيني اين عوض شدن در چه راستاييهيه وقت به خودت مياي و ميبيني زندگي ت طوري شد ک هر شب ب طرفت نگاه کردي و گفتي لعنتي ازت متنفرم و بعد با لبخند رفتي دوش گرفتي...يا اين ک ته ته دلخوشيت اين ميشه ک به اين فکر کني ک چيزي حدود شصت سال ديگه اگه زنده و سرپا ...
400
تلگرافي:1.امروز تولدت بود آقاي ر.کاش خبري شماره اي چيزي مي داشتم و تبريک مي گفتم.اگر زندگي ت سروسامان گرفت و اگر وقتي مرد جاافتاده تري شدي شهامتش را داشتياسمم را بگذار روي دخترت...2.آن  روزها: -بعد از اون ديگه برام مهم نبود کي باشه...اين روزها:+بعد از اون ديگه برام مهم نبود کي باشه...اين روز ها:-حال...
401
تک خطي:1.دو سال و دو روز گذشت.مرتضي پاشايي رفت...2.پسر معلم خوب دبيرستانمان اتفاقا پسر استاد بد دانشگاهمان هم هست و دفاع کرد و تمام شد.3.ميگفت نخاستم تووي جمع کلمه "ج..ه "يا "خراب "را ب کار ببرم،گفتم "مطلقه"...4.هنوز هم يک سري آهنگ ها داغ دل آدم را تازه ميکنند...5.از يک جايي ب بعد ديگر هيچ چيزي غم ه...
403
هنوزم گاهي رگاي سرم يدفه ميگيرههنوزم گاهي ب ذهنم فشار ميارم ک يادم بياد ادامه 0919730 چند بود و اصلا 730 بود يا نبودهنوز همون آدم قبلي مفقط کمي بهتر!
398
تلگرافي: هشت صبح بيرون زدن و شيش و نيم عصر برگشتن و خستگياي بيمارستان و کلاسبعد از لانتوري و من و کوچه گمنام و فروشنده و خشکسالي و دروغ، منتظر اکران  متولد65 بودناعتقاد راسخ ب اين ک همه چيز همينجاست و جزا و پاداش همه همينجا داده ميشهحس خوب رضايت از خودآهنگايي ک بايد گلچين بشنآدمايي ک بايد دور ريخته ...
399
آدمايي ک يه بار اشتباه ميکنن ديگه حق اشتباه کردن ندارنآدم يه بار اشتباه مي کنه و براي هميشه تنها ميشهيه بار اشتباه ميکنه و تا آخر عمرش داغش روو پيشونيش مي مونهيه بار اشتباه ميکنه و تا روزي ک زنده ست بغضش توو گلوش مي مونهيه بار اشتباه مي کنه و تا ابد در برابر طعنه ها بي دفاع ميشهيه باراشتباه ميکنه و ...
387
قلبم در حالت آرامش در دقيقه بيست بار بيشتر از بقيه مي تپديعني اين زندگي براي من 25درصد تندتر از بقيه مي گذردو امروز بيست و يک سال از معاشقه من و زندگي گذشتو برعکس هرسال امسال هيچکس نبود که منتظرش باشم و تبريک نگويد!خدايا شکرت!
389
مي دانيهربار که حرف عشق مي شود ياد تو مي افتمولي مرددم براي روزي که تو معشوقه ام باشي...
390
نکند روزي که تو بياييجور نشود که باهم باشيم...
391
اگر يک روز آن چنان احساس خفقان کردي که به سرت زدچمدانت رو ببندي و بي‌ خبر ، و بدون خداحافظي راهت را بگيري و برويپشت سرت را هم نگاه نکني‌ ، برو ... با خيال راحت اين کار را بکن ...مطمئن باش هيچ اتفاقي‌ براي هيچ کس نخواهد افتاد ...ما را هم يک روز بي‌ خبر و بدون خداحافظي گذاشتند و رفتند ...چه شد ؟؟؟ مگر...
392
ديگر به راستي ميدانستم که درد يعني چه... درد به معناي کتک خوردن تا حد بي هوش شدن نبود. بريدن پا بر اثر يک تکه شيشه و بخيه زدن در داروخانه نبود. درد يعني چيزي که دل آدم را در هم ميشکند و انسان ناگزير است با آن بميرد بدون آن که بتواند رازش را با کسي در ميان بگذارد. دردي که انسان را بدون نيروي دست و پا...
393
يادم نميره چهاردهم تيرماه نود و چهار روکه تو هنوزم بهترين رفيقميکه خسته نميشيم اگه ساعتها پيش هم بشينيم و آروم حرف بزنيمکه وقت رفتن گريه مون نمي گيره چون به بودن همديگه ايمان داريمکه يه روسري سورمه اي و يه ساعت پيچ ومهره اي نميزارن يادمون بره که حواسمون يه همديگه هستتو از اونايي هستي که هر کي يکي مث...
394
1. احتمالا همه چي همين روزت درست شه.2.هنوزم تپش قلب دارمو تازگيا تنگي نفس هم بهش اضافه شده.آنژين صدري بهش ميگيم توو پزشکي3.هنوزم هر چيزي و هر کسي که اعصابمو به بهم بريزه محکومه به حذف.اعصاب اضافي ندارم که.4.شبا رو بيدارم و صبحا رو خواب.بعداز ظهرا رو هم کلا منگم.اما خوبه.شبا ميشه خيلي کارا کرد.5.رفيق...
395
همين پريروز بود که فهميدم قصه م تموم شدههنوزم يادآوري بعضي چيزاش اذيتم ميکنه اما خب خوبه که تموم شدواقعا خوبهخدايا شکرت
396
همه چي خوبه هااما ...لعنت به اين اما هاي ته خوب بودنا...
397
زندگي ادامه دارهاونقدک ي روز ب خودت مياي و ميبيني ک با روپوش سفيد روو سر ي بيمار وايسادي و داري ازش راجب علت اومدن ب بيمارستان ميپرسياونقد ک ي روز ب خودت مياي و ميبيني ک براي اولين بار با ي کسي ک نسبتش باهات عاشق و معشوقيه رفتي لب ساحل.اونقد ک ي روز ب خودت مياي وميبيني  کلي دوستاي جديد داري و از آدم...