405
◷
تاریخ انتشار: 1395/10/11 | ساعت: 20:53
1.جدايي اخلاق از ژنتيک و محيط و خانواده فقط اونجا ک يه برادرت هميشه پشتيبانت باشه و يه برادر ديگه بخواد سر ب تنت نباشه2.احمقانه بودن دنيا فقط اونجا ک براي کسي ک قبلا باهات بوده و سرنوشتتون مشترک شده دنبال زن بگردي3.دلتنگي فقط اونجاش ک رفيق روزاي تنهاييت توو يه شهر ديگه بيمارستان باشه و گوشي ش خاموش...
406
◷
تاریخ انتشار: 1395/10/11 | ساعت: 20:53
ازدواج کردن چيز خوبيه.فرم زندگي ت عوض ميشه.اما بايد ببيني اين عوض شدن در چه راستاييهيه وقت به خودت مياي و ميبيني زندگي ت طوري شد ک هر شب ب طرفت نگاه کردي و گفتي لعنتي ازت متنفرم و بعد با لبخند رفتي دوش گرفتي...يا اين ک ته ته دلخوشيت اين ميشه ک به اين فکر کني ک چيزي حدود شصت سال ديگه اگه زنده و سرپا ...
400
◷
تاریخ انتشار: 1395/9/7 | ساعت: 6:44
تلگرافي:1.امروز تولدت بود آقاي ر.کاش خبري شماره اي چيزي مي داشتم و تبريک مي گفتم.اگر زندگي ت سروسامان گرفت و اگر وقتي مرد جاافتاده تري شدي شهامتش را داشتياسمم را بگذار روي دخترت...2.آن روزها: -بعد از اون ديگه برام مهم نبود کي باشه...اين روزها:+بعد از اون ديگه برام مهم نبود کي باشه...اين روز ها:-حال...
401
◷
تاریخ انتشار: 1395/9/7 | ساعت: 6:44
تک خطي:1.دو سال و دو روز گذشت.مرتضي پاشايي رفت...2.پسر معلم خوب دبيرستانمان اتفاقا پسر استاد بد دانشگاهمان هم هست و دفاع کرد و تمام شد.3.ميگفت نخاستم تووي جمع کلمه "ج..ه "يا "خراب "را ب کار ببرم،گفتم "مطلقه"...4.هنوز هم يک سري آهنگ ها داغ دل آدم را تازه ميکنند...5.از يک جايي ب بعد ديگر هيچ چيزي غم ه...
402
◷
تاریخ انتشار: 1395/9/7 | ساعت: 6:44
همه ما در تاريکيشبيه هميم...
403
◷
تاریخ انتشار: 1395/9/7 | ساعت: 6:44
هنوزم گاهي رگاي سرم يدفه ميگيرههنوزم گاهي ب ذهنم فشار ميارم ک يادم بياد ادامه 0919730 چند بود و اصلا 730 بود يا نبودهنوز همون آدم قبلي مفقط کمي بهتر!
398
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/18 | ساعت: 23:50
تلگرافي: هشت صبح بيرون زدن و شيش و نيم عصر برگشتن و خستگياي بيمارستان و کلاسبعد از لانتوري و من و کوچه گمنام و فروشنده و خشکسالي و دروغ، منتظر اکران متولد65 بودناعتقاد راسخ ب اين ک همه چيز همينجاست و جزا و پاداش همه همينجا داده ميشهحس خوب رضايت از خودآهنگايي ک بايد گلچين بشنآدمايي ک بايد دور ريخته ...
399
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/18 | ساعت: 23:50
آدمايي ک يه بار اشتباه ميکنن ديگه حق اشتباه کردن ندارنآدم يه بار اشتباه مي کنه و براي هميشه تنها ميشهيه بار اشتباه ميکنه و تا آخر عمرش داغش روو پيشونيش مي مونهيه بار اشتباه ميکنه و تا روزي ک زنده ست بغضش توو گلوش مي مونهيه بار اشتباه مي کنه و تا ابد در برابر طعنه ها بي دفاع ميشهيه باراشتباه ميکنه و ...
387
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/6 | ساعت: 22:44
قلبم در حالت آرامش در دقيقه بيست بار بيشتر از بقيه مي تپديعني اين زندگي براي من 25درصد تندتر از بقيه مي گذردو امروز بيست و يک سال از معاشقه من و زندگي گذشتو برعکس هرسال امسال هيچکس نبود که منتظرش باشم و تبريک نگويد!خدايا شکرت!
389
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/6 | ساعت: 22:44
مي دانيهربار که حرف عشق مي شود ياد تو مي افتمولي مرددم براي روزي که تو معشوقه ام باشي...
390
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/6 | ساعت: 22:44
نکند روزي که تو بياييجور نشود که باهم باشيم...
391
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/6 | ساعت: 22:44
اگر يک روز آن چنان احساس خفقان کردي که به سرت زدچمدانت رو ببندي و بي خبر ، و بدون خداحافظي راهت را بگيري و برويپشت سرت را هم نگاه نکني ، برو ... با خيال راحت اين کار را بکن ...مطمئن باش هيچ اتفاقي براي هيچ کس نخواهد افتاد ...ما را هم يک روز بي خبر و بدون خداحافظي گذاشتند و رفتند ...چه شد ؟؟؟ مگر...
392
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/6 | ساعت: 22:43
ديگر به راستي ميدانستم که درد يعني چه... درد به معناي کتک خوردن تا حد بي هوش شدن نبود. بريدن پا بر اثر يک تکه شيشه و بخيه زدن در داروخانه نبود. درد يعني چيزي که دل آدم را در هم ميشکند و انسان ناگزير است با آن بميرد بدون آن که بتواند رازش را با کسي در ميان بگذارد. دردي که انسان را بدون نيروي دست و پا...
393
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/6 | ساعت: 22:43
يادم نميره چهاردهم تيرماه نود و چهار روکه تو هنوزم بهترين رفيقميکه خسته نميشيم اگه ساعتها پيش هم بشينيم و آروم حرف بزنيمکه وقت رفتن گريه مون نمي گيره چون به بودن همديگه ايمان داريمکه يه روسري سورمه اي و يه ساعت پيچ ومهره اي نميزارن يادمون بره که حواسمون يه همديگه هستتو از اونايي هستي که هر کي يکي مث...
394
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/6 | ساعت: 22:43
1. احتمالا همه چي همين روزت درست شه.2.هنوزم تپش قلب دارمو تازگيا تنگي نفس هم بهش اضافه شده.آنژين صدري بهش ميگيم توو پزشکي3.هنوزم هر چيزي و هر کسي که اعصابمو به بهم بريزه محکومه به حذف.اعصاب اضافي ندارم که.4.شبا رو بيدارم و صبحا رو خواب.بعداز ظهرا رو هم کلا منگم.اما خوبه.شبا ميشه خيلي کارا کرد.5.رفيق...
395
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/6 | ساعت: 22:43
همين پريروز بود که فهميدم قصه م تموم شدههنوزم يادآوري بعضي چيزاش اذيتم ميکنه اما خب خوبه که تموم شدواقعا خوبهخدايا شکرت
396
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/6 | ساعت: 22:42
همه چي خوبه هااما ...لعنت به اين اما هاي ته خوب بودنا...
397
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/6 | ساعت: 22:42
زندگي ادامه دارهاونقدک ي روز ب خودت مياي و ميبيني ک با روپوش سفيد روو سر ي بيمار وايسادي و داري ازش راجب علت اومدن ب بيمارستان ميپرسياونقد ک ي روز ب خودت مياي و ميبيني ک براي اولين بار با ي کسي ک نسبتش باهات عاشق و معشوقيه رفتي لب ساحل.اونقد ک ي روز ب خودت مياي وميبيني کلي دوستاي جديد داري و از آدم...