زندگي ادامه داره
اونقدک ي روز ب خودت مياي و ميبيني ک با روپوش سفيد روو سر ي بيمار وايسادي و داري ازش راجب علت اومدن ب بيمارستان ميپرسي
اونقد ک ي روز ب خودت مياي و ميبيني ک براي اولين بار با ي کسي ک نسبتش باهات عاشق و معشوقيه رفتي لب ساحل.
اونقد ک ي روز ب خودت مياي وميبيني کلي دوستاي جديد داري و از آدماي قبلي هيچ خبري نيست.
اونقدي ک ب حدي سرت شلوغه ک نميدوني ب کدوم کار چجوري برسي!
زندگي ادامه داره اما خوبه ک هيچوقت فراموش نکنيم ک زمين بدجوري گرده!